Agusto Boal

 

مقدمه

ترویج تئاتر سرکوب شده‌گان (که در ایران با نام تئاتر شورایی و درآلمان با نام تئاتر برای زنده‌گی مطرح است) به اوایل دهه ی ۱۹۷۰ میلادی در برزیل بر می‌گردد. از آن‌موقع، آگوستو بوآل(۱) نزدیک به چهل سال برای انتقال دانسته‌ها و سپردن ابزار تولید به دیگران تلاش کرد.

 باید ابزارهای تولید تئاتر را دراختیار مردم بگذارند تا خود بتوانند آن را به کار گیرند. تئاتر یک سلاح است … سلاحی برای آزادسازی (آگوستو بوآل)

اما با توجه به کودتای نظامی برزیل از اواخر دهه‌ی ۶۰ میلادی تا ۱۹۸۵ عمده‌ی کار بوآل در کشورهای آرژانتین، پرتغال و فرانسه صورت گرفت. تکنیک‌هایی چون تئاتر نامرئی و رنگین کمان آرزو در آرژانتین و فرانسه گسترش یافتند. نخستین کتاب بوآل با نام تئاتر مردم‌ستم‌دیده در سال ۱۹۷۳ در آرژانتین منتشر شد. پس از آن کتاب‌هایی چون بازی‌هایی برای بازی‌گران و نا‌بازی‌گران (۱۹۹۲) رنگین کمان آرزو (۱۹۹۵) تئاتر قانون‌گذار (۱۹۹۸) هملت و پسر نانوا: زنده‌گی من در تئاتر و سیاست (۲۰۰۱) و زیبایی شناسی شورایی (۲۰۰۶) آثار ارزش‌مندی برای معرفی روش‌های کار‌ی‌ او بودند. و در اقدامی بسیار اثرگذار نیز در سال ۱۹۸۱ نخستین جشن‌واره‌ی بین المللی تئاتر شورایی برگزار شد.

در سال ۱۹۸۶ بوآل به برزیل بازگشت. در شرایط سیاسی جدید او به عنوان یکی از اعضای شورای شهر ریودوژانیرو انتخاب شد. در این دوره، بوآل از تئاتر شورایی برای نظر سنجی در مورد قوانین جدید حوزه‌ی انتخاباتی‌اش استفاده می‌کرد. این تئاتر قانون‌گذار بود (شومیت میتر، پنجاه کارگردان کلیدی تئاتر)

بوآل که پس از پانزده سال به کشور برزیل بازگشته بود هسته‌ی مرکزی تئاتر شورایی ریو را تشکیل داد. و هم‌چنان برای گسترش روش‌های تئاتر شورایی تلاش کرد. امروزه می‌بینیم که در بیش‌تر کشورهای جهان، از جمله ایران، گروه‌ها و جنبش‌های بسیار فعالی این روش‌ها را در محیط‌های مختلف به‌کار می‌برند و البته در هر جایی و نسبت به شرایط خاص و منحصر به فردِ آن‌جا این روش‌ها دست‌خوش تغییراتی قرار گرفته اند. و افراد در راستای پرداختن به دغدغه‌ها و مسائل خاص خود در هر منطقه، از شیوه‌ی تئاتری بوآل بهره می‌برند.

بوآل تا ۲ می ۲۰۰۹ که بر اثر سرطان خون از دنیا رفت درختی را پرورش داد که امروز میراثی ارزش‌مند، کاربردی و اثر‌گذار است برای همه‌ی جوکرهای جهان، فعالانی که روش‌های او را وقف زنده‌گی خود و مردم می‌کنند. پس از انتشار بیانیه‌ی روز جهانی تئاتر به قلم آگوستو بوآل در سال ۲۰۰۹ عنوان سفیر جهانی تئاتر از سوی سازمان یونسکو به وی اهدا شد. بوآل پیش از آن نیز در سال ۲۰۰۸ نامزد جایزه‌ی جهانی صلح نوبل شده بود.

برخی معتقدند که آگوستو بوآل توانست تئاتر را به سرچشمه‌های مردمی‌اش بازگرداند. او در دورانی می‌زیست که کشور برزیل (زادگاه‌َش) درگیر فساد و فقر فراوانی بود. و تئاتر او برخواسته از همین شرایط از درد و رنج بسیاری میان مردم سخن می‌گوید. بوآل، بوطیقای ارسطو را نقد می‌کرد و معتقد بود که تئاتر ارسطویی شیوه‌ی سرکوب است. در آن همه چیز به تماشاگر تحمیل می‌شود . عمل نمایشی جای عمل انقلابی را می‌گیرد. برای همین سیستم جدیدی را ابداع می‌کند که در باره‌ی آن چنین می‌گوید:

قبل از هر چیز یک رها شدن است، تماشاگر هیچ نیرویی را واگذار نمی‌کند تا به جای او عمل یا فکر کند. خود را رها می‌سازد، خودش فکر می‌کند و عمل می‌کند. تئاترِ عمل است. این تئاتر شاید انقلابی نباشد، اما یقین داشته باشید که یک تمرین انقلاب است. (تئاتر مردم ستم دیده ص ۲۰۰)

در این‌جا منظور بوآل حرکت تماشاگر در راستای تغییر است. او بر این باور که تئاتر ارسطویی در پی تفسیر جهان یا وضعِ موجود است مبنای سیستم تئاتری خود را بر مفهوم تغییر و یا بهبود وضع موجود بنا نهاد. تمام ساختار اجرایی سیستم تئاتری آگوستو بوآل در خدمت تبدیل افراد منفعل به شهروندانی فعال و اثرگذار است. روش‌ها و تکنیک‌های تئاتری او که در طی سال‌های مختلف ابداع شدند بسیار گسترده و متنوع هستند.

بوآل این نوع تئاتر را هم در پاسخ به کار پیش گامانه‌ی پائولو فریره‌ی آموزش‌گر و کتاب او با عنوان آموزشِ سرکوب‌شدگان (۱۹۷۰/۲۰۰۰) و هم در پاسخ به آشفته‌گی اجتماعی و سیاسی موجود در برزیل آن زمان مدون کرد (تئاتر کاربردی ص ۱۳۳)

تئاترِ بوآل صدای سرکوب، رنج و معضل‌های اجتماعی ست اما او با این‌که با سرکوب‌ها در ارتباط بود و به درد و رنج می‌پرداخت هرگز بدبین، تلخ کام و منزوی نشد. چگونه می‌توانست مثبت اندیش باشد و همیشه لب‌خند بزند؟ چه چیزی در درون او وجود داشت که تمام سال‌های عمرش را بی‌ چشم‌داشت وقف کار کردن با مردم عادی کرد؟ و از همه مهم‌تر او چه ویژه‌گی داشت که در گسترش شیوه‌های کاری‌اش مانع و بازدارنده‌ی کسی نشد؟

ضرورت پرداختن به چنین مسئله‌ای خطر زوال آن است. کسانی که مدعی یا خواهانِ ترویج روش‌های تئاتری بوآل هستند بدون توجه به ویژه‌گی‌ها و ارزش‌های اخلاقی او بی شک شکست خواهند خورد. پس به مفاهیمی می‌پردازیم که موجب شناخت این ویژه‌گی‌های به ظاهر ساده اما بسیار ضروری می‌شود.

بخشنده‌گی و بازی‌گوشی

آگوستو بوآل که ۱۶ مارس ۱۹۳۱ در ریودوژانیرو به دنیا آمد بخشنده‌ و بازی‌گوش بود. به جاهای مختلف سفر می‌کرد و بسترهای مناسبی برای یادگیری مردم و فعال‌سازی آن‌ها فراهم می‌کرد.

بوال توانست طی سال‌ها تجربه‌ی عملی در کشورهای مختلف، تئاتر را به خدمت مجموعه‌ای از کنش‌گری‌های سیاسی و اجتماعی درآورد که پیش از او بی سابقه بود (منصور براهمی، ۱۳۷۹ )

مردم اکثرن روش‌های تئاتری بوآل را در زنده‌گی‌شان به کار می‌بستند. از تکنیک‌های او برای تمرین موقعیت‌هایی استفاده می‌کردند که آن‌ها را در مقابله با واقعیت و کنش‌گری توان‌مند می‌ساخت. بوآل با این‌که به رنج‌ها و سرکوب‌ها می‌پرداخت اما بازی‌گوش بود.

مردی شاعر مسلک و سخاوت‌مندی بود که می‌خندید، درباره‌ی‌ بینی بزرگ‌ش شوخی می‌کرد و هنگام کار تئاتر بازی‌گوش بود (بازی جدی با بوال، دکتر ورونیکا بکستر)

این‌ها از او کاراکتری می‌ساخت که نام آن را جوکر(۳) گذاشته بود. شخصی که جایگزین کارگردان و تسهیل‌گر رابطه‌ی دوسویه‌ی صحنه و تماشاگر است.

و بوآل خود نخستین جوکری بود که تسهیل‌گر را به بازدارنده و بخشنده‌گی را به انحصار طلبی ترجیح می‌داد. و به قول دکتر برنت بلر(۴) بوآل رفیق بود نه رقیب!

لبخند شیرین‌ترین راه معنا دادن به زنده‌گی ست حتا بیش‌تر از گریه و خنده (آگوستو بوال)

جوکر بودن یعنی ایستادن و لبخند زدن در مقابل انزوا، حسادت، انفعال، بی عدالتی، سرکوب و… آن هم در حالی که می‌پرسی چرا؟ و به چه علت؟ آیا راه‌کار دیگری هم وجود دارد؟ و آن‌چه که ما می‌دانیم مهم نیست آن‌چه که انجام می‌دهیم مهم است پس بستر انجام و آزمایش راه‌کارهای دیگری را فراهم می‌کنیم.

بوال جوکر بودن را دوست داشت و به عنوان جوکرِ آثار مختلف تئاتر شورایی‌مان بود که او خودِ بازی‌گوشش را در تعامل با تماشا‌_ ‌بازی‌گران نمایان می‌کرد و راه‌های جدید برخورد با مشکلات قدیمی را امتحان می‌کرد. من در ذهن خود بر خلاف تمام نوشته‌های آکادمیکی که درباره‌ او خوانده‌ام، تنها تصویر خندان او در حال اجرای تئاتر شورایی را به یاد دارم (بازی جدی با بوال)

اما بازی‌گوشی و لب‌خند زدن برای کسی که بخشنده نیست کاری دشوار است . بخشنده‌گی ارزش مهمی است که اگر به اختناق برسد، “انحصار طلبی” افراد را به ویرانی و شکست می‌کشاند و کینه، خشونت و رقابت در دل آن‌ها رخنه می‌کند. بخشش به ما کمک می‌کند در تصمیم گیری‌های دشوار درست‌تر عمل کنیم. هرکدام از ما باید بدانیم موقعیت‌هایی فرا می‌رسند که خودمان نیاز به بخشوده شدن داریم پس باید شهامت پذیرفتن این مسئله را داشته باشیم.

آگوستوبوال بسیار بخشنده بود. او برای کار کردن با مردم عادی به جاهای مختلف سفر می‌کرد:

در آمریکای لاتین بیش ترین علت مرگ، از گرسنگی است و در اروپا به علت اوردوز مواد مخدر. اما مرگ در هر شکلی که بیاید باز همان مرگ است. من با اندیشیدن به رنج انسانی که تصمیم گرفته به جای پایان دادن به ترس خود از تنهایی یا پوچی، زنده‌گی اش را تمام کند، مصمم شدم که با این نوعِ تازه از ستم‌دیده‌گی کار کنم و اهمیتَ‌ش را نادیده نگیرم (بوال، رنگین کمان آرزو)

او با بخشنده‌گی و بازی‌گوشی و از این طریق زمینه‌ی گفت‌وگو و مشارکت را ایجاد می‌کرد. اما این گفت‌وگو و ارتباط دوسویه به چه علت و چگونه است؟ و بخشنده‌گی چه ارتباطی با آن دارد؟

 

گفت‌و گو

آگوستو بوآل که معتقد بود گفت‌وگو و بحثی خوب مهم‌تر از رسیدن به راه‌کاری خوب است سیستم تئاتری خود را با تاثیر از پائولو فریره(۵) (نگاه کنید به مقاله‎‌ی آموزگار ستمدید‌ه‌گان) بنیان نهاد.

با مرگ پائولو فریره، واپسین نیای خود را از دست دادم، اکنون فقط خواهر و برادر دارم (بوآل، تئاتر قانون‌گذار،ص۲۱۴)

فریره با انتقاد از نظام آموزش و پرورش تک‌سویه، روشی تازه را پیش‌نهاد و ترجیح می‌دهد که جدلی، گفت‌وگویی و دوسویه است. در این روش به جای رابطه‌ی استاد _ شاگردی که موجب انفعال و یادگیری طوطی‌وار می‌شود رابطه‌ی دموکراتیزه شده‌ای حاکم می‌شود که در آن معلم هم‌چون تسهیل‌گری است که از راه پرسش‌گری بستر حضور فعال و ابتکار عمل را برای هنرآموز فراهم می‌کند. و در این‌جا صرفن شاهد انتقال دانش نیستیم بلکه دانش در لحظه تولید می‌شود. پائولو فریره در این‌باره می‌گوید:

… لحظه‌ی اول چرخه یا یکی از لحظاتِ چرخه، تولید است. تولید دانشِ جدید، چیزی جدید. لحظه‌ای دیگر هنگامی است که دانش تولید شده شناخته می‌شود. یک لحظه تولید دانش جدید است و لحظه‌ی‌ دیگر زمانی است که دانش موجود را می‌شناسیم. آن‌چه عمومن رخ می‌دهد این است که ما این دو لحظه را به دو بخش تقسیم می‌کنیم. آن‌ها را جدا می‌کنیم. دانش در جایی دور از دانش‌آموزان تولید می‌شود. که تنها خواسته می‌شود آن‌چه معلمان می‌گویند به‌خاطر سپرده شود. درنتیجه عمل کسبِ دانشِ موجود را به انتقالِ صرف دانشِ موجود تقلیل می‌دهیم. و معلمان تبدیل به متخصصانی در انتقال دانش می‌شوند. آن‌گاه او برخی ضرورت‌ها را ازدست می‌دهد، کیفیاتِ ضروری که در تولید دانش به اندازه‌ی کسب دانشِ موجود، نیاز است. برخی از این کیفیات برای مثال عمل، واکنش انتقادی، حس کنجکاوی، مطالبه‌ی پژوهش، ناآرامی و تردید هستند. همه‌ی ویژه‌گی‌ها برای سوژه‌ی شناسا، فردی که تعلیم می‌دهد ضروری است (آموزش برای رهایی،ص۲۴)

بوآل زمانی که این رویکرد آموزشی را در تئاترش به کار برد باعث شد تماشاگر منفعل ابتدا تبدیل به نمایش‌نامه‌نویس و سپس بازی‌گر شود. و او برای آن اصطلاح تماشا_بازی‌گر(۶) را برگزید. این اصطلاح به نقش مداخله‌گر و مشارکتی تماشاگر اشاره می‌کند. تماشاگری که هم نظر می‌دهد و هم دست به کنش‌گری و عمل می‌زند. و معتقد بود این‌گونه نیز انرژی دوسویه‌ی تئاتر آزاد می‌شود.

.… آن هنگامی که بازی‌گران و تماشاگران در شرایط برابر و با توانایی برابر، راه‌حل‌ها و بدل‌هایی را به صورت بداهه پردازی ارائه می‌دهند. در یکی از هردو شکل مذکور شهروند تبدیل به هنرمند می‌شود (تئاتر قانون‌گذار ص ۱۲۷)

این گامی فراتر از اقدام و تاثیر برتولت برشت(۷) نیز محسوب می‌شود زیرا جدا از درگیر ساختنِ “اندیشه”‌ی تماشاگر، هم‌زمان ابتکار عمل را نیز به او می‌دهد. به همین علت ریچارد شکنر درباره‌ی او می‌گوید: شما به چیزی دست یافته‌اید که برشت خوابِ آن را می‌دید و فقط درباره‌ی آن می‌نوشت.

پس رابطه‌ی دوسویه‌ی تئاتر شورایی متاثر از نگاه و رویکرد آموزشی پائولو فریره شکل گرفت و ما در این سیستم تئاتری به مرور می‌آموزیم که این رابطه‌ی دوسویه را چگونه بر تمام روابط اجتماعی خود اعمال کنیم.

تنها وقتی می توانیم به کسی چیزی یاد دهیم که از او چیزی بیاموزیم. آموزش فرایندی فعال است. نوعی گفت‌و‌گو. همان طور که تمام روابط انسانی باید ماهیتی گفت‌و گویی داشته باشند. مرد و زن، سیاهان و سفیدپوستان، طبقه‌ای اجتماعی با طبقه‌ای دیگر، در میان کشورها ( تئاتر قانون‌گذار ص۱۲۳)

 

کلام آخر (درسی بزرگ)

وقتی برای اولین بار در ایران مراسمی به مناسبت سال‌روز تولد آگوستو بوآل (اسفند ماه ۱۳۹۴ در مرکز تئاتر مولوی) برگزار کردیم، هکتور آریستیزابال(۸) پیامی ویدئویی برای من ارسال کرد که در آن به همه‌ی ما می‌گوید ” تلاش کنیم از هم‌دیگر یاد بگیریم. و بیاموزیم که هر دیدگاهی می‌تواند برای ما دستاورد تازه‌ای داشته باشد” شاید ریشه‌ی بخشنده‌گی در این نوع تئاتر به همین بر می‌گردد، بوآل احساس انحصار طلبی نمی‌کرد. او درختی را پرورش داد تا روزی در جهان جنگلی شکل بگیرد و هر کنش‌گر درختی به آن بی‌افزاید.

هدف کلی این درخت پرورش دادن و به بار آوردن میوه ها، دانه ها، و گل ها است: و این هدف دل‌خواه ماست، که تئاتر شورایی نه تنها در صدد فهم واقعیت، بلکه در پی تغییر آن مطابق خواست ما باشد. ما، سرکوب‌شدگان (بوآل،زیبایی شناسی شورایی)

بی شک او در مقابل آن‌چه که به مردم یاد می‌داد از آن‌ها نیز بی‌نهایت می‌آموخت پس در انتقال دانسته‌هایش بی‌نهایت بخشنده بود. و این درس بزرگی‌ست برای ما که در زمانه‌ی زوال بخشنده‌گی بازدارنده‌ی فعالیت هم‌دیگر نباشیم.

آریان رضائی

 

 

 

پی نوشت

۱٫ Augusto Boal

۲٫ Facilitator

۳٫ Joker

۴٫ مدیر دفتر تئاتر کاربردی دانش‌گاه کالیفرنیا که اوایل دهه‌ی ۱۳۹۰ به ایران آمد وما در کارگاهی آموزشی از او بسیار آموختیم.

۵٫ Paulo freire

۶٫ Spect-actor

۷٫ نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی

۸٫ Hector Aristizabal

 

منابع

بوآل، آگوستو : تئاتر مردم ستم‌دیده، مترجم:جواد ذوالفقاری _ مریم قاسمی (انتشارات نوروز هنر)

براهمی، منصور : آگوستو بوآل و بازی‌هایی برای بازی‌گران و نابازی‌گران (کتاب ماه هنر ۱۳۷۹)

بکستر، ورونیکا : مقاله‌ی بازی جدی با بوآل، مترجم: شیرین میرزانژاد (وب‌سایت هنرآنلاین)

بوآل، آگوستو : رنگین کمان آرزو، مترجم: بهار صیرفی (انتشارات نمایش)

پرندرگست، مونیکا. ساکستن ، جولیانا : تئاتر کاربردی، مترجم: علی ظفر قهرمانی‌نژاد (انتشارات نمایش)

بوآل، آگوستو : تئاتر قانون گذار، مترجم:  علی‌ قهرمانی‌نژاد ( انتشارات بیدگل) و ترجمه‌ی دیگری از همین کتاب توسط مرحوم جواد ذوالفقاری (انتشاراتِ نوروز هنر)

میتر، شومیت : پنجاه کارگردان کلیدی تئاتر، مترجم: محمد سیاهی و معصومه زمانی (نشربیدگل)

شُر، ایرا. فریره، پائولو : آموزش برای رهایی، مترجم: حسام حسین زاده (نشر اینترنتی رهایی)

بوآل، آگوستو : یادداشتِ زیبایی شناسی شورایی از کتابی به همین نام، مترجم: نریمان افشاری (فصل‌نامه‌ی صحنه)